میخواهمت مثل مسیحی که هوس کرده چلیپا راتو درس عبرت نیستی بعد از گذشت قرن ها ما را
بوی تعفن میدهد این جسم بر جا مانده از انسانگردن بزن این وحشی دیوانه خوی بی سروپا را
گنجشک ها از ترس دیگر جیکشان هم در نمی آید اینان به تسخیر مترسک ها درآوردند دنیا را
هر شب عذاب آسمانی بر سر این قوم نازل شدموشک نشانه می رود خواب لطیف کودکی ها را
از انفجار مین و رگبار مسلسل شهر میلرزدوقتی فراتر میگذارد از اسارت یک نفر پا را
میخواهمت مثل کسی که تشنه ی یک جرعه ی زهر استمن در حضیضم تا ننوشم از لبانت عرش اعلا را
شعر از محسن مهرپرور
برچسب:
نویسنده: مهسا میرزاپور
تاريخ: چهارشنبه
5 آبان
1395 ساعت: 6:25